مراسم بعدی

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ؛ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • وب سایت دعای ندبـه مراغـه Nodbeh-shohada.IR
  • اولین سایت جامع و تخصصی دعای ندبـه
  • اطلاع رسانی مراسمات و ویژه برنامه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || حسینیه مرحوم درویش تیموری || حسینیه محمدیه || حسینیه جوانان شهداء
  • مجموعه مقالات مذهبی و مهدوی||دانلود های صوتی و تصویری || پیامک های مناسبتی || اخبار و اطلاعیه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || آهنگ های پیشواز || شرح و تفسیر دعای ندبه || مداحی های مادحین مراغه || تصاویر عزاداری ماه محرم در مراغه و ... .
  • «.مقام معظم رهبری: « اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

خلاصه آخرین ارسالها

چگونگی شهادت امام جواد(ع)

چگونگی شهادت امام جواد(ع)


در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می‏گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت ولی روایتی دیگر ...


چگونگی شهادت امام جواد(ع). دعای ندبه مراغه


چگونگی شهادت امام جواد(ع)


در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می‏گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت.

ولی روایتی دیگر می‏گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله «اشناس» شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می‏نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می‏شود و اصرار کرد و امام ( علیه السلام) با علم به عمل آنان آن را نوشید» .
در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام ( علیه السلام) دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می‏گوید: «پس به معتصم گفتم: خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می‏گویم که می‏دانم با آن به آتش (جهنم) می‏افتم!
معتصم گفت: آن سخن چیست؟
گفتم: (چگونه) امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می‏دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمؤمنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می‏گذشت گوش می‏دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می‏کنند او از امیرالمؤمنین شایسته‏تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟ !
پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیر خواهیت به تو پاداش نیک عطا کند!
پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مأمور کرد تا ابوجعفر ( علیه السلام) را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر ( علیه السلام) نپذیرفت و گفت: تو می‏دانی که من در مجالس شما حاضر نمی‏شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می‏کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان از وزرای خلیفه دوست دارد خدمت شما برسد.
پس آن حضرت ( علیه السلام) به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر ( علیه السلام) فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است!
پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود.
دعای ندبه مراغه

لطفا دیدگاه ها و نکته نظرات خود را درباره این مطلب مطرح بفرمائید

کاربر گرامی،ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • سایت مراجع عظام تقلید web logo

  • احادیث گهربار hadith

    حدیث موضوعی
  • روز شمار فراق Daily departure

  • نگارنده authors

  • لینکهای منتخب Link Dump

  • لوگوی دوستان logo