مراسم بعدی

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ؛ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • وب سایت دعای ندبـه مراغـه Nodbeh-shohada.IR
  • اولین سایت جامع و تخصصی دعای ندبـه
  • اطلاع رسانی مراسمات و ویژه برنامه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || حسینیه مرحوم درویش تیموری || حسینیه محمدیه || حسینیه جوانان شهداء
  • مجموعه مقالات مذهبی و مهدوی||دانلود های صوتی و تصویری || پیامک های مناسبتی || اخبار و اطلاعیه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || آهنگ های پیشواز || شرح و تفسیر دعای ندبه || مداحی های مادحین مراغه || تصاویر عزاداری ماه محرم در مراغه و ... .
  • «.مقام معظم رهبری: « اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

خلاصه آخرین ارسالها

گزیده اى از گفتار امام حسن مجتبی

گزیده اى از گفتار امام حسن مجتبی (ع)


كیف یكون المؤمن مؤمنا و هو یسخط قسمه ، و یحقر منزلته ، و الحاكم علیه الله ...



(1) قوله علیه السلام فى فضل التقوى 
من یتق الله یجعل له مخرجا، من الفتن و یسدده فى امره ، و یهیى له رشده ، و یفلجه ، بحجته ، و یبیض و جهه و یعطیه ، رغبته ، مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء، و الصالحین ، و حسن اولئك رفیقا 
(1) سخن آن حضرت در فضیلت تقوى 
هر كه تقواى الهى پیشه سازد، خداوند راه رهایى از فتنه ها را براى او گشوده ، و در كارها او را تاءیید، مى نماید، و راه هدایت ، را براى او آماده ، ساخته ، و حجت دلیلش را غالب مى گرداند، و چهره اش را نورانى و آرزویش را بر مى آورد، با كسانى كه خداوند بر آنان نعمت خود را ارزانى داشته ، باپیامبران و راستگونیان ، و شهیدان و صالحان ، و اینان دوستان نیكوئى هستند.
(2) قوله ، علیه السلام فى وصف التقوى 
التقوى باب كل توبة و راءس كل حكمة ، و شرف كل عمل 
(2) سخن آن حضرت در توصیف تقوى 
تقوى درگاه ، هر توبه ، و آغاز هر حكمت ، و شرافت هر عمل است .
(3) قوله علیه السلام فى توكل على الله
من اتكل على حسن الاختیار من الله لم یتمن انه فى غیر الحال ، التى اختارها، الله له 
(3) سخن آن حضرت در توكل بر خداوند 
هر كه بر نیكویى اختیار خداوند توكل نماید، هرگز آرزو نمى كند كه درحالتى غیر از آنچه خداوند براى او اختیار كرده ، قرار داشته باشد.
(4) قوله علیه السلام فى وصف العقل 
راءس العقل معاشرة الناس بالجمیل و بالعقل تدرك الداران جمیعا، و من حرم من العقل حرمهما جمیعا 
(4) سخن آن حضرت در توصیف عقل 
معاشرت نیكو با مردم ابتداى عقل و دور اندیشى است و با عقل دنیا و آخرت به دست مى آید، و هر كه از عقل محروم گردید از این دو جهان بى بهره است .
(5) قوله علیه السلام فى معنى المروة  
المروة حفظ الدین ، و اعزاز النفس ، ولین الكنف و تعهد الصنیعة و اداء الحقوق 
(5) سخن آن حضرت در معنى جوانمردى 
(جوانمردى ) حفظ دین ، و گرامى داشتن ، خود، و مهربان بودن و انجام درست امور، و اداء حقوق مى باشد.
(6) قوله علیه السلام فى معنى المروة 
شح الرجل على دینه ، و اصلاحه ماله ، وقیامه بالحقوق 
(6) سخن آن حضرت در معنى جوانمردى 
(جوانمردى ) حرص انسان در دینش و اصلاح كردن مالش و اداء حقوقش ‍ مى باشد.
(7) قوله علیه السلام فى الصمت  
ستر العمى ، زین العرض ، و فاعله ، فى راحة و جلیسه امن 
(7) سخن آن حضرت در مورد سكوت  
(سكوت ) پوششى براى مجهولات ، و زینتى براى آبرو، مى باشد، و انسانى كه سكوت مى كند همواره ، در راحتى بوده و همنشینش از او در آسایش ‍ است .
(8) قوله علیه السلام فى الرضا بقضاء الله  
كیف یكون المؤمن مؤمنا و هو یسخط قسمه ، و یحقر منزلته ، و الحاكم علیه الله ، و انا الضامن لمن لم یهجس فى قلبه الا الرضا، ان یدعوا لله فیستجاب له 
(8) سخن آن حضرت در خشنودى به قضاى الهى 
چگونه مؤمن مؤمن است ، در حالیكه به قسمت الهى ناخشنود، مى باشد، و و ارزش را پست مى شمرد، با اینكه خداوند، بر او حكم مى راند و من ضامن هستم هر كه در قلبش جز خشنودى از قسمت الهى را نگذراند، دعاهایش را خداوند اجابت كند.
(9) قوله علیه السلام فى الادب و الحیاء و المروة 
لا ادب لمن لا عقل له ، و لامروة ، لمن لاهمة له ، و لاحیاء لمن لادین له 
(9) سخن آن حضرت در مورد ادب و حیاء و جوانمردى 
هركه عقل ندارد ابد ندارد، و هر كه همت ندارد، جوانمردى ندارد، و هر كه دین ندارد حیا ندارد.
(10) قوله علیه السلام فى فضل العفاف و القناعة 
یابن ادم عف عن محارم الله تكن عابدا، و ارض بما قسم الله سبحانه تكن غنیا، و احسن جوار من جاورك تكن مسلما 
(10) سخن آن حضرت در مورد عفت وقناعت  
اى پسر آدم ، از محرمات الهى ، پرهیز كن ، تا عابد گردى ، و به آن چه خداوند داده است ، راضى باش تا بى نیاز شوى ، با همسایگانت به نیكى رفتار كن تا مسلمان باشى .
(11) قوله علیه السلام فى فضل قبول المعذرة
لاتعاجل الذنب بالعقوبة و اجعل بینهما للاعتذار طریقا 
(11) سخن آن حضرت در فضیلت پذیرش معذرت  
در عقوبت گناه عجله نكن ، و بین این دو راهى را براى معذرت خواهى قرار ده .
(12) قوله علیه السلام فى العفو 
اوسع ما یكون الكریم ، بالمغفرة اذا ضاقت بالمذنب المعذرة 
(12) سخن آن حضرت در عفو و بخشش  
آنگاه بخشش یك شخص بزرگوار موارد دیگر بیشتر است ، كه معذرت خواهى براى گناهكار سخت و دشوار باشد.
(13) قوله علیه السلام فى فضل الخلق الحسن 
ان الحسن الحسن الخلق الحسن
(13) سخن آن حضرت در فضیلت اخلاق خوب  
بهترین زیبائى ، اخلاق نیكوست
(14) قوله علیه السلام فى الغنى و الفقر 
خیر الغنى القنوع و شر الفقر الخضوع
(14) سخن آن حضرت در غنا و فقر 
برترین بى نیازى ، قناعت ، و بدترین فقر، خضوع است
(15) قوله علیه السلام فى الحلم  
الحلم كظم الغیظ و ملك النفس
(15) سخن آن حضرت در مورد حلم وبردبارى 
حلم و بردبارى ، فرو بردن ، خشم و تسلط بر نفس مى باشد.
(16) قوله علیه السلام فى السماح  
السماح ، البذل ء السراء والضراء
(16) سخن آن حضرت در بخشش  
بخشش ، اعطاء، در حالت گشایش ، و سختى است .
(17) قوله علیه السلام فى ذم الكبر و الحرص و الحسد 
هلاك الناس فى ثلاث : الكبر و الحص و الحسد، فالكبر هلاك الدین و به لعن ابلیس ، و الحرص عدو النفس ، و به اخرج ادم من الجنة ، و الحسد رائد السوء و منه قتل قابیل هابیل 
(17) سخن آن حضرت در مذمت تكبر و حرص و حسد 
هلاكت مردم در سه امر است : تكبر و حرص و حسد، تكبر نابودى ، دین را در برداشته و به سبب آن ابلیس از درگاه ، رحمت الهى ، دور شد، و حرص ‍ دشمن انسان بوده ، و به سبب آن آدم از بهشت ، اخراج گردیده ، و حسد پیشواى بدى بوده ، و به سبب آن قابیل هابیل را كشت .
(18) قوله علیه السلام فى وصف البخل 
البخل ان یرى الرجل ما انفقه ، تلفا، و ما امسكه ، شرفا 
(18) سخن آن حضرت در توصیف بخل 
بخل آن است كه آن چه انفاق كرده است ، را تلف شده و آنچه ذخیره ساخته را براى خود شرافت بداند.
(19) قوله علیه السلام فى ذم الحسد 
ما راءیت ظالما اشبه بمظلوم من حاسد
(19) سخن آن حضرت در مذمت حسد 
جز شخص حسود، ظالمى را شبیه به مظلوم ندیدم .
(20) قوله علیه السلام فى ذم الحرص و الطمع 
اجعل ما طلبت من الدنیا، فلن تظفر به بمنزلة ما لم یخطر ببالك 
(20) سخن آن حضرت در مذمت حرص و طمع 
آنچه از امور دنیا كه خواستار آن بوده ، و بدان دست نمى یابى را همانند چیزى قرار ده كه به فكرت خطور نكرده است .
فصل چهارم : گزیده اى از گفتار آن حضرت 
(21) قوله علیه السلام فى فضل التعلیم و التعلم
علم الناس علمك ، و تعلم علم غیرك ، فتكون قد اتقنت علمك ، و علمت ما لم تعلم 
(21) سخن آن حضرت در فضیلت تعلیم و تعلم 
علمت را به مردم بیاموز، و از دانش ، دیگرن بهره گیر، تا علمت را استحكام بخشى ، و آن چه نمى دانى را بیاموزى .
(22) قوله علیه السلام لصغار قومه ثىفضل تعلم العلم
انكم صغار قوم ، و یوشك ان تكونوا، كبار قوم اخرین ، فتعلموا العلم ، فمن لم یستطیع منكم ان یحفظة فلیكتبه ولیضعه فى بیته 
(22) سخن آن حضرت براى كودكان خاندانش ، در مورد ارزش دانش اندوزى
به درستیكه شما كودكان این خاندان هستید، و به زودى بزرگان و خاندان دیگرى مى گردید، دانش بیاموزید، هر كدام از شما كه قادر به حفظ مطالب نیست آن ها را بنویسد و در خانه اش قرار دهد.
(23) قوله علیه السلام فى فضل المشورة
ما تشاور قوم الا هدوا الى رشدهم
(23) سخن آن حضرت در فضیلت مشورت  
هیچ گروهى مشورت نكرد، جز آن كه به راه هدایت خود راهنمایى شدند.
(24) قوله علیه السلام فى التفكر فیما یودع الصدر 
عجبت لمن یتفكر فى ماءكوله ، كیف ، لایتفكر فى معقوله ، فیجنب بطنه ما یوذیه ، و یودع صدره ، ما یردیه 
(24) سخن آن حضرت در مورد تفكر در منبع اخذ علم 
تعجب میكنم از كسى كه در مورد غذاهاى خود مى اندیشد، چگونه در علومى كه فرا مى گیرد، تفكر نمى نماید، تا شكم خود را از غذاهاى آزار دهنده ، دور دارد، و سینه اش را از آن چه او را هلاك مى گرداند، باز دارد.
(25) قوله علیه السلام فى فضل التفكر
علیكم بالفكر، فانه حیاة قلب البصیر، و مفایتح ابواب الحكمة 
(25) سخن آن حضرت در فضیلت تفكر 
بر شما باد، به فكر كردن ، چرا كه آن زندگى قلب انسان دانا، و كلیدهاى درهاى حكمت است
(26) قوله علیه السلام فى وصف اخ صالح كان له  
كان من اعظم الناس ، فى عینى ، صغر الدنیا، فى عینه ، كان خارجا من سلطان ، الجهالة ، فلا یمد یدا الا على ثقة لمنفعة ، كان یشتكى ، و لایتسخط ولایتبرم ، كان اكثر دهره ، صامتا، فاذا قال بذاالقائلین
كان ضعیفا مستضعفا، فاذا جاء الجد فهو اللیث عادیا، كان اذا جامع العلماء، على ان یستمع احرص منه على ان یقول كان اذا غلب على الكملام لم یغلب على السكوت
كان لایقول مالایفعل ، و یفعل مالایقول ، كان اذا عرض له امران لا یدرى ایهما اقرب الى ربه ، نظر اقربهما من هواه ، فخالفه ، كان له یلوم احدا على ما قد یقع العذر فى مثله 
(26) سخن آن حضرت در توصیف برادر صالحى كه داشت  
او در دید من از ارزشمندترین مردم بود، دنیا در چشمش بى ارزش ، و از فرمانروایى جهل و نادانى ، خارج شده بود، و دستش را به سوى چیزى جز با اعتماد به ارزشمندى آن دراز نمى كرد، از وقایع روزگار شكایت نكرده و خشمگین و ملول مى گردید، اكثر ایام ، ساكت بود، و چون لب به سخن مى گشود، و بر گویندگان غالب مى گردید.
انسانى ضعیف و ناتوان شمرده مى شد، و چون زمان كوشش فرا مى رسید، همانند شیر ژیان مى گردید، آنگاه كه در جمع دانشمندان قرار مى گرفت ، حرص او در شنیدن از گفتن بیشتر بود، مغلوب كلام و سخن مى گشت ، اما مغلوب سكوت نمى گردید.
و در مورد آنچه انجام نمى داد، سخنى نمى گفت ، در مقابل آنچه نمى گفت را انجام مى داد، اگر دو امر بر او عرضه مى شد كه نمى دانست ، كدامیك مورد خشنودى خداست ، آنچه بر هواى نفس خود نزدیك بود، را یافته و ترك مى كرد، كسى را بر امرى كه مورد اعتذار واقع مى گردد ملامت نمى كرد.
(27) قوله علیه السلام فى التزود الیوم القیامة 
یابن ادم ! انك لم تزل فى هدم عمرك منذ سقطت من بطن امك ، فخذ مما فى یدیك ، لما بین یدیك فان المؤمن ، یتزود و الكافر یتمتع 
(27) سخن آن حضرت در توشه گرفتن براى روز قیامت  
اى پسر آدم تو از زمانى كه از مادر زاده شدى همواره در حال نابودى عمرت مى باشى . از آنچه در دست دارى ، براى آینده ات توشه گیر، مؤمن توشه گرفته ، و كافر بهره مند، مى گردد.
(28) قوله علیه السلام فى بعض المواعظ 
ما فتح الله عزوجل على احد باب مساءلة فخزن عنه باب الاجابة و لافتح الرجل باب عمل فخزن عنه باب القبول ، ولافتح لعبد باب شكر فخزن عنه باب المزید 
(28) سخن آن حضرت در بعضى از مواعظ 
خداوند درگاه سؤ ال و خواهش را بر كسى نگشود، تا درگاه اجابت بسته شود، و بنده درگاه عمل را نگشود، تا درگاه قبول از او بسته شود، و درگاه شكر بر بنده گشوده نشد تا درگاه افزایش نعمت بر او بسته شود.
(29) قوله علیه السلام فى افضل البصائر و الاسماع و القلوب 
ان ابصر الابصار ما نفذ فى الخیر مذهبه ، و اسمع الاسماع ما و عى التذكیر و انتفع به ، و اسلم القلوب ما طهر من الشبهات 
(29) سخن آن حضرت در برترین دیدگان و گوش و قلب  
تیزترین دیدگان آنست كه در خیر و نیكى باز شود، و شنواترین گوشها آنست كه پند را بشنود، و از آن بهره جوید، و سالم ترین قلبها آنست كه از موارد شبهه پاك باشد.
(30) قوله علیه السلام فى كیفة مصاحبة الناس  
صاحب الناس مثل ما تحب ان یصاحبوك به
(30) سخن آن حضرت در كیفیت مصاحبت با مردم 
با مردم آنگونه مصاحبت و همنشینى كن كه دوست دارى با تو آنگونه رفتار كنند.
(31) قوله علیه السلام فى وصف الاخاء 
الاخاء الوفاء فى الشدة و الرخاء
(31) سخن آن حضرت در توصیف برادرى 
برادرى ، وفادارى ، در سختى و راحتى است .
(32) قوله علیه السلام فى اهمیة الفرائض  
اذا اضرت النوافل بالفریضة فارفضوها
(32) سخن آن حضرت در اهمیت واجبات  
آنگاه كه نوافل به واجبات ضرر مى زنند، آنها را ترك كنید.
(33) قوله علیه السلام لمن وقف بین یدى الله  
حق على كل من وقف بین یدى رب العرش ان یصفر لونه و ترتعد مفاصله 
(33) سخن آن حضرت براى آنكه در پیشگاه خدا مى ایستد 
بر كسى كه در پیشگاه خداوند مى ایستد، سزاوار است كه چهره اش زرد گردد و اندامش بلرزد.
(34) قوله علیه السلام فى فضل نعم الله تعالى
تجهل النعم ما اقامت ، فاذا ولت عرفت
(34) سخن آن حضرت در فضیلت نعمتهاى الهى 
نعمتهاى الهى تا هنگامى كه وجود دارند شناخته نمى شوند، و آنگاه كه روى گردانند، شناخته مى شوند.
(35) قوله علیه السلام فى الاجمال فى طلب الرزق
لاتجاهد الطلب جهاد الغالب ، و لاتتكل على القدر اتكال المستسلم ، فان ابتغاء الفضل من السنة و الاجمال فى الطلب من العفة ، و لیست العفة بدافعة رزقا، و لاالحرص بجالب فضلا، فان الرزق ، مقسوم و استعمال ، الحرص استعمال الماءثم 
(35) سخن آن حضرت در مورد اجمال در طلب روزى
در طلب روزى مانند افراد بسیار تلاشگر كوشش نكن ، و بر قضا و قدر الهى همانند افراد ناتوان متكى نباش ، بدنبال روزى رفتن از سنتهاى الهى ، و اجمال در طلب آن از عفت است ، عفت هرگز از روزى نشده ، و حرص و طمع جلب كننده روزى نیست ، روزى تقسیم شده ، و حریص بودن موجب گناه است .
(36) قوله فى الفرصة  
الفرصة سریعة الفوت ، بطیئة العود
(36) سخن آن حضرت در مورد ارزش فرصت  
فرصت زود از دست مى رود، و كند باز میگردد.
(37) قوله علیه السلام فى ذم المزاح  
المزاح یاءكل الهیبة ، و قد اكثر من الهیبة الصامت 
(37) سخن آن حضرت در مذمت خنده 
خنده هیبت انسان را برده ، كسى كه سكوت مى كند از همه با هیبت تر است .
(38) قوله علیه السلام فى القریب و البعید 
القریب من قربته المودة ، و ان بعد نسبه ، و البعید، من باعدته المودة و ان قرب نسبه 
(38) سخن آن حضرت در نزدیك و دور انسان 
شخصى نزدیك كسى است كه دوستى او را نزدیك گرداند، و اگر چه خویشاوندیش دور باشد، و شخص غریب كسى است كه دوستى او را دور ساخته باشد و اگر چه خویشاوندیش نزدیك باشد.
(39) قوله علیه السلام فى الخیر الذین لاشرفیه 
الخیر الذى لاشرفیه : الشكر مع النعمة ، و الصبر على النازلة 
(39) سخن آن حضرت در مورد خیرى كه شر در آن نیست  
خیرى كه شر در آن ، نیست شكر همراه با نعمت و صبر بر ناراحتى هاست .
(40) قوله فى شكر النعمة و كفرانه  
النعمة محنة ، فان شكرت كانت نعمة ، فان كفرت صارت نقمة 
(40) سخن آن حضرت در شكرگزارى ، نعمتهاى الهى و كفران آن ها
نعمتهاى الهى وسیله امتحانند، اگر آنها را شكرگزارى نعمتند و هنگامى كه كفران كردى ، نقمت ، مى گردند.
صحیفه الحسن(ع)-تألیف: جواد قیومی اصفهانی
دعای ندبه مراغه

لطفا دیدگاه ها و نکته نظرات خود را درباره این مطلب مطرح بفرمائید

کاربر گرامی،ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • سایت مراجع عظام تقلید web logo

  • احادیث گهربار hadith

    حدیث موضوعی
  • روز شمار فراق Daily departure

  • نگارنده authors

  • لینکهای منتخب Link Dump

  • لوگوی دوستان logo