مراسم بعدی

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ؛ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • وب سایت دعای ندبـه مراغـه Nodbeh-shohada.IR
  • اولین سایت جامع و تخصصی دعای ندبـه
  • اطلاع رسانی مراسمات و ویژه برنامه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || حسینیه مرحوم درویش تیموری || حسینیه محمدیه || حسینیه جوانان شهداء
  • مجموعه مقالات مذهبی و مهدوی||دانلود های صوتی و تصویری || پیامک های مناسبتی || اخبار و اطلاعیه های دعای ندبه مسجد شهدای پهرآباد || آهنگ های پیشواز || شرح و تفسیر دعای ندبه || مداحی های مادحین مراغه || تصاویر عزاداری ماه محرم در مراغه و ... .
  • «.مقام معظم رهبری: « اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

خلاصه آخرین ارسالها

حوادث شب ولادت پیامبر(ص)

حوادث شب ولادت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

ابلیس به آسمانها بالا میرفت و چون حضرت عیسى‏«ع‏» به دنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا می‏رفت،و هنگامیكه رسول خدا«ص‏»به دنیا آمد از همه آسمان هاى هفتگانه ‏ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏ گردیدند،و قریش كه چنان دیدند گفتند...

حوادث شب ولادت رسول اکرم

در روایات ما آمده است كه در شب ولادت آن حضرت‏ حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست كه ‏پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود كه از جمله‏«ارهاصات‏»بوده بدان گونه كه در داستان اصحاب فیل ذكر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده كه چند بیت آن چنین است:

یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان كسرى و هو منصدع كشمل اصحاب كسرى غیر ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت‏بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم كان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم 
و شاید جامعترین حدیث در این باره حدیثى است كه مرحوم صدوق‏«ره‏»در كتاب امالى بسند خود از امام صادق علیه السلام ‏روایت كرده و ترجمه ‏اش چنین است كه آنحضرت فرمود: 
ابلیس به آسمانها بالا مى‏رفت و چون حضرت عیسى‏«ع‏»بدنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى‏رفت،و هنگامیكه رسول خدا«ص‏»بدنیا آمد از همه آسمان هاى هفتگانه ‏ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع‏ گردیدند،و قریش كه چنان دیدند گفتند: 
قیامتى كه اهل كتاب مى ‏گفتند بر پا شده! 
عمرو بن امیه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت و ستاره شناسى داناتر بود بدانها گفت:بنگرید اگر آن ستارگانى ‏است كه مردم بوسیله آنها راهنمائى مى‏ شوند و تابستان و زمستان‏ از روى آن معلوم گردد پس بدانید كه قیامت‏ بر پا شده و مقدمه‏ نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه‏ اى اتفاق‏ افتاده. 
و همه بت ها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى درآنروز بر سر پا نبود،و ایوان كسرى در آن شب شكست‏ خورد و چهارده كنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشك شد.و وادى سماوه پر از آب شد. 
آتشكده ‏هاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید. 
و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى‏ را یدك مى‏ كشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده ‏شدند،و طاق كسرى از وسط شكست‏ خورد و رود دجله در آن‏وارد شد. 
و در آن شب نورى از سمت‏ حجاز بر آمد و همچنان بسمت‏ مشرق رفت تا بدانجا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاه ى‏سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند كه در آنروز سخن‏ نمى‏گفتند. 
دانش كاهنان ربوده شد و سحر جادوگران باطل گردید،وهر كاهنى كه بود از تماس با همزاد شیطانى خود ممنوع گردید ومیان آنها جدائى افتاد. 
آمنه گفت:بخدا فرزندم كه بر زمین قرار گرفت دست هاى‏ خود را بر زمین گذارد و سر بسوى آسمان بلند كرد و بدان‏ نگریست،و نورى از من تابش كرد و در آن نور شنیدم گوینده‏ اى‏ مى ‏گفت:تو آقاى مردم را زادى او را محمد نام بگذار.
آنگاه او را بنزد عبد المطلب بردند و آنچه را مادرش آمنه گفته ‏بود به عبد المطلب گزارش دادند،عبد المطلب او را در دامن‏ گذارده گفت: 
الحمد لله الذى اعطانى هذا الغلام الطیب الاردان قد ساد فى المهد على الغلما 
ستایش خدائى را كه بمن عطا فرمود این فرزند پاك و خوشبو را كه در گهواره بر همه پسران آقا است. 
آنگاه او را به اركان كعبه تعویذ كرد. (1) و در باره او اشعارى ‏سرود. 
و ابلیس در آن شب یاران خود را فریاد زد(و آنها را بیارى‏ طلبید)و چون اطرافش جمع شدند بدو گفتند:اى سرور چه چیزتو را بهراس و وحشت افكنده؟گفت:واى بر شما از سر شب تابحال اوضاع آسمان و زمین را دگرگون مى ‏بینم و بطور قطع درروى زمین اتفاق تازه و بزرگى رخ داده كه از زمان ولادت عیسى‏ بن مریم تاكنون سابقه نداشته،اینك بگردید و به بینید این اتفاق‏ چیست؟ 
آنها پراكنده شدند و برگشتند و اظهار داشتند:ما كه تازه ‏اى‏ ندیدیم. 
ابلیس گفت:این كار شخص من است آنگاه در دنیا به جستجو پرداخت تا به حرم-مكه-رسید،و مشاهده كرد فرشتگان اطراف آنرا گرفته ‏اند،خواست وارد حرم شود كه فرشتگان بر اوبانگ زده مانع ورود او شدند،به سمت غار حرى رفت و چون ‏گنجشكى گردید و خواست در آید كه جبرئیل بر او نهیب زد: 
-برو اى دور شده از رحمت‏ حق! ابلیس گفت:اى جبرئیل‏ از تو سؤالى دارم؟ 
گفت:بگو،پرسید:از دیشب تاكنون چه تازه‏اى در زمین رخ‏داده؟ 
پاسخداد:محمد-صلى الله علیه و آله-بدنیا آمده. 
شیطان پرسید:مرا در او بهره‏ اى هست؟گفت:نه. 
پرسید:در امت او چطور؟ 
گفت:آرى.ابلیس كه این سخن را شنید گفت:خوشنود و راضیم
و در حدیث دیگرى كه در كتاب كمال الدین نقل كرد ه‏چنین است كه در شهر مكه شخصى یهودى سكونت داشت و نامش یوسف بود،وى هنگامى كه ستارگان را در حركت و جنبش مشاهده كرد با خود گفت:این تحولات آسمانى بخاطر ولادت همان پیغمبرى است كه در كتاب هاى ما ذكر شده كه ‏چون بدنیا آید شیاطین رانده شوند و از رفتن به آسمانها ممنوع ‏گردند. و چون صبح شد بمجلسى كه چند تن از قریش در آن بودندآمد و بدانها گفت:آیا دوش در میان شما مولودى بدنیا آمده؟ 
گفتند:نه. 
گفت:سوگند به تورات كه وى بدنیا آمده و آخرین پیمبران‏ است و اگر اینجا متولد نشده حتما در فلسطین متولد گشته است. 
این گفتگو گذشت و چون قریشیان متفرق شدند و بخانه‏ هاى‏ خود رفتند داستان گفتگوى با آن یهودى را با زنان و خاندان خودبازگو كردند و آنها گفتند:آرى دیشب در خانه عبد الله بن‏ عبدالمطلب پسرى متولد شده. 
این خبر را بگوش یوسف یهودى رساندند،وى پرسید:آیا این‏ مولود پیش از آنكه من از شما پرسش كردم بدنیا آمده یا بعد ازآن؟گفتند:پیش از آن!گفت:آن مولود را بمن نشان دهید. 
قریشیان او را به درب خانه آمنه آوردند و بدو گفتند:فرزندخود را بیاور تا این یهودى او را به‏بیند،و چون مولود را آوردند و یوسف یهودى او را دیدار كرد جامه از شانه مولود كنار زد وچشمش به خال سیاه و درشتى كه روى شانه وى بود بیفتاد دراین وقت قرشیان مشاهده كردند كه حالت غش بر آن مرد یهودى‏ عارض شد و بزمین افتاد قرشیان تعجب كرده و خندیدند. 
یهودى برخاست و گفت:آیا مى‏ خندید؟باید بدانید كه این پیغمبر پیغمبر شمشیر است كه شمشیر در میان شما می ‏نهد... 
قرشیان متفرق شده و گفتار یهودى را براى یكدیگر تعریف ‏مى ‏كردند. 
و در حدیثى كه مرحوم كلینى شبیه به روایت‏ بالا از مردى ازاهل كتاب نقل كرده آنمرد كتابى به قرشیان كه ولید بن مغیرة وعتبة بن ربیعه و دیگران در میانشان بود رو كرده و گفت:نبوت ‏از خاندان بنى اسرائیل خارج شد و بخدا این مولود همان كسى‏ است كه آنها را پراكنده و نابود سازد! 
قریش كه این سخن را شنیدند خوشحال شدند،مرد كتابى‏ كه دید آنها خوشنود شدند بدیشان گفت:خورسند شدید! بخدا سوگند این مولود چنان سطوت و تسلطى بر شما پیدا كند كه ‏زبان زد مردم شرق و غرب گردد. 
ابو سفیان از روى تمسخر گفت:او بمردم شهر خود تسلط مى ‏یابد! 
و نظیر آنچه در روایات ما آمده برخى از این حوادث درروایات اهل سنت نیز ذكر شده اما در بسیارى از آنها این حواد ث‏قبل از بعثت رسول خدا«ص‏»ذكر شده نه مقارن ولادت. 
مانند روایاتى كه در سیره ابن هشام و تاریخ‏ طبرى و جاهاى دیگر است و در صحیح بخارى نیز از ابن عباس روایت شده (2) و فخر رازى نیز در تفسیر آیه شریفه «فمن یستمع ‏الآن یجد له شهابا رصدا» (3) در مورد منع شیاطین از نفوذ در آسمانها و تیرهاى شهاب همین گفتار را داشته و اقوالى در این باره نقل ‏كرده (4) و از ابى بن كعب نیز حدیثى در این مورد نقل كرده‏ اند كه ‏گفته است: 
«لم یرم بنجم منذ رفع عیسى علیه السلام حتى بعث رسول‏ الله-صلى الله علیه و آله-» (5) و در اشعار بعضى از شاعران ‏عرب نیز قسمتى از این حوادث در مورد مبعث آمده مانند اشعار زیر كه از شاعرى بنام قیروانى نقل شده كه مى‏ گوید: 
و صرح كسرى تداعى من قواعده و انفاض منكسر الاوداج ذامیل‏و نار فارس لم توقد و ما خمدت مذالف عام و نهر القوم لم یسل‏خرت لمبعثه الاوثان و انبعثت ثواقب الشهب ترمى الجن بالشعل 
اكنون جاى یك سئوال هست كه اگر كسى بگوید:آیانظیر آنچه در این روایات آمده در كتابهاى تاریخى و روایات غیراسلامى هم ذكرى از آنها شده یا نه؟ 
كه ما در پاسخ این سئوال مى‏گوئیم:اولا اگر حدیث و روایتى از نظر سند و صدور از امام معصوم علیه السلام براى اثابت‏ شد دیگر كدام روایت و تاریخى براى ما معتبرتر از آن حدیث ‏و روایت مى‏تواند باشد،و همه بحثها در همان قسمت اول و اعتبار سند و به اصطلاح‏«صغراى قضیه‏»است،ولى پس ازاثبات دیگر استبعاد و زیر سئوال بردن حدیث،جز ضعف ایمان وتاریخ زدگى محمل دیگرى نمى ‏تواند داشته باشد،وگرنه كدام ‏تاریخ و روایتى معتبرتر از آن تاریخ و روایتى است كه از منبع‏وحى الهى سرچشمه گرفته باشد و كدام داستان و حدیثى ‏محكمتر از داستان و حدیثى است كه از زبان پیمبران و ائمه‏ معصوم علیهم السلام صادر گردیده باشد! 
مگر نه این است كه سرچشمه پر فیض و زلال همه علوم‏ آنهایند؟و معیار صحت و سقم همه دانش هاى بشرى گفتار آنها است؟ 
و ثانیا-مى‏گوئیم:مگر تاریخ صحیح و دست نخورده ‏اى از گذشتگان و زمان هاى قدیم در دست داریم كه ما بتوانیم این‏ روایات را با آنها منطبق ساخته و یا تاییدى از آنها بگیریم؟ 
جائى كه مقدس‏ترین كتابها مانند تورات و انجیل با آنه مه ‏نسخه‏ هاى متعددى كه معمولا از آنها در دست مردم آن زمانها بوده و جمله جمله و كلمه بكلمه آنها مورد احترام و متن دستورات‏ دینى آنها بوده از دستبرد و تحریف و تصحیف و اسقاط در امان‏ نبوده،و طاغوت هاى زمان و جیره خوارانشان احكام و فرامین آنها رابنفع ایشان تغییر داده و یا اسقاط كرده ‏اند،دیگر چگونه كتاب هاى‏ تاریخى معدودى كه در زوایاى كتابخانه‏ ها با نسخه‏ هاى خطى‏ منحصر به فرد یا نگشت‏ شمارى وجود داشته مى‏تواند مورد اعتماد باشد؟ 
و ثالثا-بر فرض كه چنین تاریخى وجود داشته باشد كه‏ اوضاع و احوال آن زمانها را نوشته و ثبت كرده باشد آیا همه‏ وقایعى كه در آن زمانها اتفاق افتاده در تاریخها ثبت و نگارش ‏شده؟و آیا وسائل ارتباطى آنچنان بوده كه تاریخ نگاران بتوانند از هر اتفاقى كه در گوشه و كنار جهان آنروز اتفاق مى‏ افتاده‏م طلع گردند و آنرا در تاریخ ثبت كنند؟مگر امروزه با تمام این‏وسائل ارتباطى و مخابراتى و رادیوها و تلویزیونها و ماهواره ‏هاو...چنین كارى انجام شده و چنین ادعائى مى‏توان كرد؟... مگر وسائل ارتباطى جهان آزادند و مستقلانه و بدور از سیاست ها واختناقها و خارج از كانال هاى مخصوص و صافی هاى انحصارى ‏مى‏ توانند كوچكترین خبرى را منتشر كنند؟آن هم خبرى كه ‏بصورت معجزه آسمانى براى شكست‏ یك قدرت طاغوتى و یك ‏دربار سلطنتى بوقوع پیوسته باشد...؟مگر معجزاتى امثال‏«شق ‏القمر»كه وقوع آن مورد اتفاق همه مسلمانان مى‏باشد و بگفته ‏دكتر سعید بوطى-نویسنده مصرى-در كتاب فقه السیرة از امورمتفق علیه در نزد علماء و دانشمندان اسلامى است در تاریخهاى ‏گذشته نقل شده...؟و بلكه معجزات انبیاء گذشته مانند سردشدن آتش بر ابراهیم خلیل علیه السلام و شكافته شدن دریابوسیله عصاى موسى و اژدها شدن و بلعیدن آن تمام مارهاى‏ جادوئى ساحران و زنده شدن مردگان بدعاى حضرت مسیح وامثال آن جز در كتابهاى مقدس و مذهبى در تاریخها و روایات‏ دیگر آمده و ذكرى از آنها دیده مى‏ شود؟!... 
و حقیقت آن است كه تاریخ نویسان و وقایع نگاران گذشته‏ در انحصار طاغوت هاى زمان بوده-چنانچه امروزه نیز عموما اینگونه ‏است و بشر هنوز نتوانسته خود را از قید و بند ایشان آزاد سازد-وانبیاء الهى نیز پیوسته بر ضد همان طاغوتها قیام مى‏كرده و مبارزه داشتند،و آنها همواره در صدد از بین بردن انبیاء و محو نام و آثار ایشان بوده و بهر وسیله مى‏خواسته ‏اند آنها را افرادى‏ماجراجو و بى شخصیت و افسادگر معرفى كنند،و هرگز اجازه ‏نمى ‏دادند آنها را بعنوان مردانى الهى كه قدرت انجام معجزه را دارند معرفى كنند،و به همین دلیل معجزاتى را كه بوسیله ایشان‏ انجام مى ‏شده انكار كرده و یا توجیه مى‏ نمودند،و اگر كتابهاى‏ آسمانى و روایات مذهبى نبود اثرى از این معجزات بجاى نمانده ‏و بدست ما نرسیده بود... 
چنانچه اكنون نیز ما در انقلاب اسلامى خود كه یك انگیزه‏ مذهبى داشته و ادامه آنرا نیز بیارى خدا همان انگیزه مذهبى وعشق شهادت طلبى در راه خدا و دین،تضمین كرده و بر ضد طاغوت هاى شرق و غرب قیام كرده همین شیوه تبلیغى را مى‏ بینیم ‏كه هر حركتى بنفع این انقلاب در داخل و یا خارج بشود مانند راهپیمایى میلیونى و غیر میلیونى كه در داخل و یا خارج انجام‏ مى‏گیرد اصلا منعكس نمى‏ شود و در رادیوها و وسائل ارتباط جمعى ذكرى از آن نمى‏شود،اما كوچكترین حركت ضدانقلاب-مانند اجتماعات اندكى كه جمعا به صد نفر نمى ‏رسد با آب و تاب در همه رسانه ‏هاى گروهى بعنوان یك حركت ضدرژیم نه یكبار بلكه چند بار پخش مى‏گردد. 
و بهمین دلیل ما مى‏ گوئیم انگیزه و نیازى براى تحقیق در تاریخهاى گذشته نداریم و اگر هم تتبع كنیم معلوم نیست‏ بجائى برسیم،مگر اینكه بخواهیم بهر وسیله و هر ترتیبى كه شده‏ تاییدى از تاریخ براى این روایات پیدا كنیم اگر چه مجبور شویم‏ براى تطبیق این روایات با تاریخ دست‏به توجیه و تاویل هاى‏ نامربوط بزنیم،چنانچه نظیر آنرا در داستان اصحاب فیل ذكركرده و شنیدید و خواندید،كه ما آن عمل را محكوم كرده و دلیل برضعف ایمان و غرب‏ زدگى و تاریخ زدگى و غیره دانستیم
دعای ندبه مراغه

1-یعنى او را بكنار خانه كعبه آورد و براى سلامتى و پناه او از شر شیاطین و دشمنان،بدنش را بچهار گوشه كعبه مالید. 
2-صحیح البخارى ج 6 ص 73. 
3-سوره جن آیه 9. 
4-مفاتیح الغیب ج 8 ص 241. 
5-بحار الانوار ج 15 ص 331

لطفا دیدگاه ها و نکته نظرات خود را درباره این مطلب مطرح بفرمائید

کاربر گرامی،ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • سایت مراجع عظام تقلید web logo

  • احادیث گهربار hadith

    حدیث موضوعی
  • روز شمار فراق Daily departure

  • نگارنده authors

  • لینکهای منتخب Link Dump

  • لوگوی دوستان logo